در حال ارسال . لطفا شکیبا باشد...
انواع موتور خودرو | بررسی کامل آرایش سیلندرها (خطی، خورجینی، باکسر) و تکنولوژی ساخت
اگر بخواهیم جامع و تخصصی به ماجرا نگاه کنیم، موتور خودرو چیزی فراتر از یک قطعه فلزی پیچیده است؛ در واقع همین موتور است شخصیت ماشین شما را تعریف میکند.
موتورهای احتراق داخلی (ICE) که دههها است همراه ما هستند، بر پایه یک اصل ساده اما مهندسیشده کار میکنند: تبدیل انرژی شیمیایی سوخت به انرژی حرکتی. برای اینکه یک موتور روشن بماند و چرخها را به گردش درآورد، چهار پرده نمایش را پشت سر میگذارد.

در پرده اول که همان «مکش» است، پیستون پایین میرود تا مخلوط سوخت و هوا را به داخل بکشد.
سپس در مرحله «تراکم»، این مخلوط با قدرت فشرده میشود تا آماده انفجار شود. وقتی شمع جرقه میزند، مرحله «انفجار» یا کار رخ میدهد که پیستون را با شدت به پایین پرتاب میکند و در نهایت، در مرحله «تخلیه»، دود حاصل از این نبرد مهندسی، از اگزوز بیرون میرود.
البته چرخه احتراق تنها بخشی از سازوکار پیچیده پیشرانه است و عملکرد بخشهایی مانند پیستون، میللنگ، سوپاپها و سیستم سوخترسانی نیز در تبدیل انرژی سوخت به حرکت نقش دارند. اگر میخواهید این فرآیند را دقیقتر بشناسید، در مقاله نحوه عملکرد موتور احتراق داخلی ساختار و عملکرد این نوع پیشرانهها را بهصورت کامل بررسی کردهایم.

درک این مراحل به ما کمک میکند بفهمیم چرا چیدمان سیلندرها اینقدر اهمیت دارد. اما واقعیت این است که تفاوت در چیدمان، تعداد سیلندر و نوع تنفس، دقیقا همان چیزی است که فرق بین یک خودروی اقتصادی شهری و یک غول بیابانی را رقم میزند.
در این مقاله قرار است یک بار برای همیشه، از الفبای چیدمان سیلندرها تا پیچیدهترین سیستمهای توربوشارژ را با هم کالبدشکافی کنیم.
انواع آرایش و چیدمان سیلندرها (Engine Layouts)
شکل فیزیکی موتور، اولین چیزی است که فضای زیر کاپوت را مدیریت میکند. مهندسان خودرو همیشه در حال جنگیدن با محدودیت فضا و توزیع وزن هستند. به همین خاطر، سیلندرها را به شکلهای مختلفی کنار هم میچینند تا به بهترین بازدهی برسند.

موتور خطی (Inline Engine / I)
این مدل را میتوانیم «کلاسیکترین» نوع چیدمان بنامیم. در موتورهای خطی، تمام سیلندرها مثل سربازهایی که در صف ایستادهاند، پشت سر هم قرار میگیرند. اگر کاپوت اکثر خودروهای رایج در خیابانهای ایران را بالا بزنید، با یک موتور ۴ سیلندر خطی (I4) روبهرو میشوید.
سادگی ساخت این موتورها سبب شده که هزینه نگهداری و تعمیرات آنها به شدت پایین بیاید. چون عرض کمی دارند، فضای کافی برای سایر قطعات در دو طرف موتور باقی میماند.

با این حال، وقتی تعداد سیلندرها در این آرایش بالا برود (مثلاً ۶ سیلندر خطی)، طول موتور خیلی زیاد میشود و مرکز ثقل ماشین را به چالش میکشد. اما برای خودروهای روزمره، این چیدمان هنوز هم پادشاهی میکند چون هم سبک است و هم پیچیدگی عجیبی در سیستم انتقال قدرت ایجاد نمیکند.
موتور خورجینی (V-Type Engine)
وقتی قدرت بیشتری لازم داریم اما جای کافی برای یک موتور بلند و دراز خطی را نداریم، به سراغ موتورهای V شکل یا خورجینی میرویم.
در اینجا، سیلندرها به دو دسته تقسیم میشوند و با یک زاویه مشخص (معمولاً ۶۰ یا ۹۰ درجه) روبهروی هم قرار میگیرند، درست شبیه به حرف V انگلیسی.

این چیدمان هوشمندانه سبب میشود موتور بسیار کوتاهتر شود. به همین دلیل مهندسان میتوانند موتورهای قدرتمند V6 یا V8 را در کاپوتهایی جای بدهند که حتی از نظر طولی برای یک ۴ سیلندر خطی هم کوچک به نظر میرسند.
موتورهای V شکل ذاتا گشتاور بالایی دارند و صدای بم و گیرای آنها، همیشه دلخواه عشقِ ماشینها بوده است. البته باید قبول کرد که هزینه تولید و تعمیر این موتورها به دلیل داشتن دو سرسیلندر و سیستم سوپاپ پیچیدهتر، نسبت به مدلهای خطی بالاتر است.
موتور تخت یا بوکسوری (Flat / Boxer Engine)
برخلاف مدلهای قبلی که پیستونها بالا و پایین میروند، در موتور بوکسوری سیلندرها به صورت کاملاً افقی و روبهروی هم قرار گرفتهاند. پیستونها در این حالت طوری حرکت میکنند که انگار دو بوکسور در حال مشتزنی به همدیگر هستند.

بزرگترین برگ برنده این موتورها، «مرکز ثقل پایین» است. چون موتور تخت است و نزدیک به زمین نصب میشود، پایداری خودرو در پیچها به شکل چشمگیری افزایش مییابد.
برندهایی مثل سوبارو و پورشه به همین دلیل عاشق این چیدمان هستند. البته این موتورها فضای عرضی زیادی اشغال میکنند و دسترسی به شمعها و سیستمهای جانبی در آنها، همیشه یک چالش واقعی برای مکانیکها بوده است.
موتور دوار (Rotary / Wankel Engine)
در این مدل دیگر خبری از پیستونهای رفت و برگشتی نیست. در موتور وانکل، یک روتور مثلثی شکل در یک فضای بیضیمانند میچرخد.
این چرخش سبب ایجاد محفظههای احتراق میشود. موتورهای دوار حجم بسیار کمی دارند اما میتوانند قدرتهای اعجابانگیزی تولید کنند و دور موتورهای بسیار بالایی دارند. مزدا مشهورترین طرفدار این تکنولوژی بوده است.

با این حال، مصرف سوخت بالا و آلایندگی زیاد سبب شد که این موتورهای خاص، کمی از دنیای تولید انبوه فاصله بگیرند، هرچند که هنوز هم در جهان خودروهای خاص، مثل یک افسانه باقی ماندهاند.
دستهبندی بر اساس تعداد سیلندر
تعداد سیلندر، تعیینکننده شخصیت حرکتی ماشین است. هر چه تعداد سیلندر بالاتر برود، فاصلههای بین جرقهزنیها کوتاهتر میشود و در نتیجه موتور نرمتر کار میکند.

موتورهای ۳ سیلندر
سالها پیش کسی فکر نمیکرد موتورهای ۳ سیلندر بتوانند جایگاهی داشته باشند، اما امروز برای کاهش مصرف سوخت و آلایندگی، به انتخاب اول بسیاری از برندها تبدیل شدهاند.

ماشینهایی مثل میتسوبیشی میراژ یا خودروهای کوچک شهری، از این پیشرانه استفاده میکنند تا اقتصادی بودن خود را به رخ بکشند.
این موتورها شاید لرزش بیشتری نسبت به ۴ سیلندرها داشته باشند، اما برای ترددهای پرترافیک شهری، انتخابی هوشمندانه به نظر میرسند.
موتورهای ۴ سیلندر
بدون شک، پرتیراژترین موتور جهان است. تعادل ایدهآلی بین قدرت، گشتاور، مصرف سوخت و هزینه تعمیرات دارد.
فرقی نمیکند سوار یک سدان خانوادگی باشید یا یک هاچبک اسپرت، موتور ۴ سیلندر خطی معمولا عملکردی عالی دارد.
در مجموعههایی که تنوع بالایی از برندها را پوشش میدهند، مثل گروه خودرویی ستوده، این پیشرانهها بیشترین سهم را در میان انتخابهای مشتریان دارند چون عملاً برای هر نوع کاربری جواب خود را پس دادهاند.

موتورهای ۵ سیلندر
این پیشرانهها در دنیای خودرو حکم یک موجود نایاب و دوستداشتنی را دارند. وقتی مهندسان حس میکنند ۴ سیلندر برای قدرت مورد نظرشان کم است و ۶ سیلندر هم در فضای کاپوت جا نمیشود، به سراغ آرایش ۵ سیلندر میروند.
صدای این موتورها به دلیل توالی نامتقارن احتراق، بسیار خاص و شبیه به غرش موتورهای مسابقهای است.
آئودی و ولوو در دهههای گذشته شاهکارهای عجیبی با این مدل موتور خلق کردند که هنوز هم در بازار دستدومها، طرفداران دوآتیشه خودش را دارد.

موتورهای ۶ سیلندر
میخواهید نقطه تعادل بین آرامش و قدرت را بشناسید؛ اینجا تقریبا نزدیک به خط پایان است. موتورهای ۶ سیلندر، چه به صورت خطی (مثل ساختههای بامو) و چه به صورت V شکل، نرمی فوقالعادهای دارند. در این موتورها، لرزش به حداقل میرسد و قدرت خروجی به قدری است که سدانهای لوکس و شاسیبلندهای تنومند را به راحتی جابهجا میکند.

رانندگی با یک موتور ۶ سیلندر، تجربهای متفاوت از شتابگیری را نصیب راننده میکند که در آن دیگر خبری از فریادهای بلند موتور برای رسیدن به سرعتهای بالا نیست.
موتورهای ۸، ۱۰، ۱۲ و ۱۶ سیلندر
وارد قلمروی اشرافزادگان دنیای خودرو شدیم. موتور V8 را میتوان محبوبترین پیشرانه در میان خودروهای عضلانی آمریکایی و سوپر اسپرتهای اروپایی دانست.
وقتی تعداد سیلندرها به ۱۰ یا ۱۲ میرسد، دیگر بحث فقط سر جابهجایی نیست؛ بحث مهندسیِ محض و پرستیژ است.
موتورهای ۱۲ سیلندر که در برندهایی مثل رولزرویس یا لامبورگینی دیده میشوند، چنان لرزش کمی دارند که میتوانید یک سکه را روی سرسیلندر آنها به صورت ایستاده قرار دهید و موتور را روشن کنید بدون اینکه سکه بیفتد.

در نهایت، غولی به نام W16 وجود دارد که بوگاتی با آن مرزهای سرعت را جابهجا کرد؛ این یعنی اوج مهندسی احتراق داخلی که در آن ۱۶ پیستون با هماهنگی میلیمتری، هزاران اسب بخار قدرت تولید میکنند.
انواع سیستم تنفس موتور (Aspiration)
تولید قدرت فقط به تعداد سیلندر بستگی ندارد؛ بیشتر به این مربوط است که چهطور اکسیژن را به داخل سیلندر برسانیم.
روشهای تنفس موتور، تعیین میکنند که راننده یک رانندگی آرام و یا یک شتاب ناگهانی و هیجانانگیز را تجربه کند.

موتور تنفس طبیعی (Naturally Aspirated)
این موتورها دقیقاً مثل ما نفس میکشند؛ یعنی با استفاده از فشار جو زمین، هوا را به داخل میکشند.
در موتورهای تنفس طبیعی، هیچ قطعه اضافهای برای فشردهسازی هوا وجود ندارد. به همین خاطر، واکنش پدال گاز در این ماشینها بسیار سریع و خطی است.

یعنی به محض اینکه پا را روی گاز میگذارید، موتور واکنش نشان میدهد. هرچند برای استخراج قدرت زیاد از این موتورها، حتماً باید حجم موتور را بالا ببرید (مثلاً موتورهای ۵۰۰۰ سیسی قدیمی).
این پیشرانهها به دلیل استهلاک کمتر و حساسیت پایینتر به کیفیت بنزین، هنوز هم در بازار ایران محبوبیت زیادی دارند و تعمیرکاران هم با آنها راحتتر کنار میآیند. نمونه این رویکرد را میتوان در KMC Shadow مشاهده کرد که به جای استفاده از توربوشارژر، به یک موتور ۱.۵ لیتری چهار سیلندر تنفس طبیعی مجهز شده است. در نقد و بررسی KMC Shadow مشخصات این پیشرانه و تأثیر آن بر مصرف سوخت، عملکرد و هزینههای نگهداری خودرو را دقیقتر بررسی کردهایم.
موتور توربوشارژ (Turbocharged)
توربوشارژر در واقع یک بازیافتکننده هوشمند است. این سیستم از گازهای داغی که قرار است از اگزوز خارج شوند، استفاده میکند تا یک توربین را بچرخاند.
توربین هم به یک پمپ متصل است که هوای تازه را فشرده میکند و با فشار زیاد به داخل سیلندر میفرستد. نتیجه اینکه یک موتور کوچک ۱.۵ لیتری میتواند به اندازه یک موتور ۲.۵ لیتری قدرت تولید کند. نمونه این رویکرد را میتوان در خودروهای جدید بازار نیز مشاهده کرد؛ جایی که پیشرانههای کمحجم توربوشارژ برای دستیابی به قدرت و گشتاور بالاتر به کار گرفته میشوند. در نقد و بررسی Z6 GT میتوانید عملکرد یکی از این پیشرانههای توربو را در یک خودروی مدرن بررسی کنید.

امروزه اکثر برندهای چینی و اروپایی که در مجموعههای تخصصی مثل گروه خودرویی ستوده عرضه میشوند، از این تکنولوژی بهره میبرند تا مصرف سوخت را پایین نگه دارند و در عین حال، شتاب جذابی داشته باشند. این رویکرد در خودروسازان اروپایی نیز بهوضوح دیده میشود. موتورهای TSI فولکسواگن نمونه شناختهشدهای از ترکیب حجم موتور پایینتر با توربوشارژر هستند که نمونه کاربرد آن را میتوانید در نقد و بررسی فولکسواگن تایرون L مشاهده کنید.
البته باید یادتان باشد که موتورهای توربو نسبت به روغنکاری و کیفیت بنزین حساستر هستند و کمی هم «تاخیر توربو» یا لگ دارند که البته در مدلهای جدید تا حد زیادی رفع شده است.
حرارت و فشار کاری بالاتر در موتورهای توربوشارژ باعث میشود انتخاب روغن مناسب در این پیشرانهها اهمیت بیشتری داشته باشد. ویسکوزیته، استاندارد API و نوع روغن باید متناسب با مشخصات موتور انتخاب شوند؛ موضوعی که در راهنمای انتخاب روغن موتور خودرو بهصورت کامل بررسی کردهایم.
موتور سوپرشارژ (Supercharged)
سوپرشارژر هم مثل توربو کارش فشردهسازی هواست، اما یک تفاوت اساسی دارد: نیروی خودش را مستقیماً از میللنگ موتور و به وسیله یک تسمه میگیرد. این یعنی برخلاف توربو، منتظر پر شدن گاز اگزوز نمیماند و از همان دور موتورهای پایین، قدرت مضاعف را در اختیار شما میگذارد.
در سوپرشارژر خبری از تاخیر نیست، اما چون بخشی از توان موتور را برای چرخاندن خودش مصرف میکند، بازدهی کلی آن کمی کمتر از توربو است. این سیستم را بیشتر در خودروهای خاص و قدرتمند آمریکایی میبینیم که به دنبال قدرت لحظهای و بیوقفه هستند.

انواع سیستم سوخترسانی و تزریق (Fuel Injection)
بعد از رساندن هوا، نوبت به پاشش دقیق بنزین میرسد. تکنولوژی سوخترسانی در سالهای اخیر مسیر طولانیای را طی کرده است.

تزریق در منیفولد (MPi / Port Injection)
در این سیستم، بنزین قبل از اینکه وارد سیلندر شود، در پشت سوپاپ هوا با هوا مخلوط میشود.
این روش سالهاست که در خودروهای ما استفاده میشود. مزیت اصلی آن، تمیز ماندن سوپاپهای هوا است؛ چون بنزین مثل یک حلال عمل میکند و جرمهای پشت سوپاپ را میشوید. این سیستم ساختار سادهتری دارد و در برابر بنزینهای کمکیفیت، مقاومت بیشتری از خود نشان میدهد.

تزریق مستقیم (GDI / Direct Injection)
در سیستم GDI، نازل سوخت مستقیماً داخل محفظه احتراق قرار دارد و بنزین را با فشار بسیار بالا (مثل موتورهای دیزلی) دقیقاً به داخل سیلندر میپاشد.
این کار سبب میشود احتراق کاملتر انجام شود، قدرت موتور افزایش یابد و مصرف سوخت به شکل چشمگیری کم شود.

اما چون دیگر بنزینی پشت سوپاپها نمیریزد، با گذشت زمان ممکن است رسوبات کربنی پشت سوپاپ هوا جمع شود که نیاز به سرویسهای دورهای تخصصی دارد. با این حال، تکنولوژی GDI در حال حاضر به استاندارد روز موتورهای مدرن دنیا تبدیل شده است.
البته تفاوت سیستمهای سوخترسانی تنها به محل پاشش بنزین محدود نمیشود و هر یک از فناوریهای GDI، MPI و SDI از نظر فشار تزریق، راندمان، مصرف سوخت، رسوبگذاری و هزینه نگهداری ویژگیهای متفاوتی دارند. این تفاوتها را در مقایسه سیستمهای GDI، MPI و SDI بهصورت تخصصی بررسی کردهایم.
جمعبندی | کدام موتور برای شما ساخته شده؟
دنیای پیشرانهها با شتاب زیادی به سمت الکتریکی شدن حرکت میکند، اما موتورهای احتراق داخلی هنوز هم با تکنولوژیهای جدید مثل کوچکسازی (Downsizing) و سیستمهای هیبریدی، نفس میکشند. ورود پیشرانههای الکتریکی البته تعریف سنتی موتور خودرو را تا حد زیادی تغییر داده است. تفاوت این دو فناوری فقط به نوع سوخت محدود نمیشود و در قدرت، گشتاور، هزینه نگهداری و تجربه رانندگی نیز دیده میشود؛ موضوعی که در مقایسه خودرو برقی و بنزینی بهصورت کامل بررسی کردهایم.
انتخاب بین یک موتور خطی ساده یا یک قلب تپنده توربوشارژ، کاملاً به نوع کاربری و بودجه نگهداری شما بستگی دارد. البته انتخاب خریداران امروز دیگر فقط میان موتورهای تنفس طبیعی و توربوشارژ محدود نمیشود. خودروهای هیبریدی با ترکیب موتور احتراق داخلی و موتور الکتریکی، مسیر متفاوتی برای کاهش مصرف سوخت و حفظ عملکرد ارائه میکنند. اگر این گزینه را هم در نظر دارید، در مطلب آیا خودرو هیبریدی بخریم؟ مزایا، معایب و ارزش خرید این خودروها را بررسی کردهایم.
پس اگر عشق سرعت هستید و رانندگی پرشتاب دوست دارید، تکنولوژیهای القای اجباری (توربو) شما را راضی میکند، اما اگر اولویتتان ماندگاری و هزینه کم است، مدلهای تنفس طبیعی همچنان بهترند.

در این مسیر پر از انتخابهای فنی، داشتن یک مشاور امین که زیروبم این تکنولوژیها را بشناسد، غنیمت است.
مجموعههای پیشرو در خدمات و فروش، از جمله گروه خودرویی ستوده، با درک دقیق از تفاوت این پیشرانهها، تلاش میکند خودروهایی را به دست مصرفکننده برساند که با شرایط سوختی و اقلیمی ایران بیشترین سازگاری را داشته باشند.
در نهایت، موتور ماشین شما هر چه که باشد، با نگهداری درست و استفاده از سیالات باکیفیت، میتواند سالها بدون دردسر برایتان کار کند.
دنیای خودروها گسترده است، اما وقتی بدانید زیر آن درپوش فلزی دقیقاً چه میگذرد، لذت رانندگی برایتان دوچندان خواهد شد.